پرینت

۴۱ - مخالفت فرهنگستان زبان فارسی با آموزش به زبان مادری

مخالفت فرهنگستان زبان فارسی با آموزش به زبان مادری
چهارصد و سی و یکمین نشست شورا

دوشنبه،هفتم بهمن ۱۳۹۲

اکثریت اعضاء فرهنگستان زبان و ادب فارسی با مخالفت در موضوع آموزش به زبان مادری به وسیله آموزش و پرورش در استانها که اخیرا از سوی دولت اعلام شده است این مسئله را تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کمرنگ کردن این زبان عنوان کردند.

 به گزارش مهر، حجت الاسلام محی‌الدین بهرام محمدیان رئیس سازمان پژوهش و برنامه ‌ریزی آموزشی کشور ظهر امروز دوشنبه،هفتم بهمن ۱۳۹۲ در نشست وزیر آموزش و پرورش با رئیس و اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سخنانی با تاکید بر قرار گرفتن ساعاتی رسمی در برنامه درسی مدارس برای موضوع گفتگو، کتابخوانی و انشاء گفت: پیشتر از این درسی را با عنوان زبان و ادبیات فارسی به صورت 4 ساعته در مدارس تدریس می‌کردیم که موضوع انشاء نیز به صورت تلفیقی با آنها دیده می‌شد اما در طرح جدید که در انتظار تصویب شورای عالی آموزش و پرورش است بحث انشاء و کتاب خوانی به صورت مستقل دیده شده است.

در زبان مادری تنها پژوهش کنیم

حجت الاسلام محمدیان به موضوع رسم الخط زبان فارسی نیز اشاره کرد و گفت: پیمان ما رعایت رسم الخط  فرهنگستان است و من هم به این موضوع تعصب دارم البته استثناهایی هم بود و در این زمینه فرهنگستان قبلا به ما مجوزهایی داده بود. جدای از این برای ترویج زبان فارسی در کتاب‌های درسی نیز ۸۰۰ واژه بیگانه از کتابهای درسی به ویژه از کتابهای علوم پایه انتخاب کردیم و به فرهنگستان دادیم که امیدواریم به زودی بررسی شوند و معادل آنها به ما معرفی شود؛ هر چند که برخی از مولفان ما به دلیل نیازی که داشتند در تالیف کتابهای درسی دست به گزینش هم زده‌اند.

وی به موضوع ویرایش نیز اشاره کرد و گفت: تمام کتابهای درسی ویراستار خودش را داراست اما گاهی شلوغی کارها باعث می شود که ما توجه‌مان به این موضوع کم شود با این حال اگر مطلب خلاف واقعی در کتابهای درسی از حیث ویرایش دیده شود، ویراستار آن جریمه می‌شود هر چند که به اعتقاد من برخی از موضوع ویراستاری به سلیقه ویراستار بر می‌گردد.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی کشور ادامه داد: من نمی‌گویم که ۱۱۵۰ عنوان کتاب درسی بدون مشکل است اما اولویت اصلاح ما با کتابهای تازه و جدیدمان است که کمک شما را نیز می‌طلبد. وی در ادامه به طرح برخی از درخواست‌هایش از فرهنگستان زبان و ادب فارسی پرداخت و گفت: من دوست دارم فرهنگستان به ما بگوید که در مورد روش علمی آموزش زبان فارسی چه مطالعه‌ای انجام داده است و چه مرامنامه‌ای برای آن دارد. ما در سالهای اخیر برای کشور افغانستان کتابهای درسی تالیف کردیم هر چند که در این موضوع با دوستان افغان اختلاف نظرهایی هم داشتیم اما در مجموع به این نتیجه رسیدیم که متن قابل اتکا و استنادی برای موضوع آموزش زبان فارسی وجود ندارد.

حجت الاسلام محمدیان همچنین به موضوع انتشار کتابهای درسی پایه در تاجیکستان اشاره کرد و خاطرنشان کرد: در حال حاضر تاجیکستان از ما خواسته است تا کتابهای درسی دوره های ابتدایی اش را نیز تالیف و منتشر کنیم اما سئوال من این است که چه حمایتی از ما در این زمینه خواهد شد. ما با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مذاکراتی داشتیم اما چیزی نصیبمان نشد. امیدواریم فرهنگستان بتواند به ما کمکی بکند. به ویژه اینکه در بسیاری از توافقنامه‌های وزیر آموزش و پرورش با کشورها و سازمانهای مختلف موضوع آموزش زبان فارسی دیده شده است اما روش مدونی برای آن نداریم.

وی ادامه داد: موضوع سیر تکوینی آموزش زبان فارسی در ایران نیز برای ما قابل توجه است و نمی دانیم چرا هیچ مطالعه‌ای در مورد آن نشده است.

ملاک آموزشی زبان فارسی؛ زبان معیار فارسی است در ادامه این نشست حداد عادل رئیس فرهنگستان ادب فارسی  با اشاره به اظهارات محمدیان و با تصریح بر اینکه در کشور ما موضوع آموزش علوم چندان جدی گرفته نمی‌شود گفت: موضوع آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان از برنامه‌های اصلی ما در بنیاد سعدی است. کل نیروی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان در سالهای گذشته ۱۱ نفر بوده اما ما در بنیاد سعدی ۲۰۰ نفر را برای این منظور در نظر گرفته‌ایم و یک معاونت آموزش و پژوهش برای آن تدارک دیده‌ایم که امیدوارم به کار شما نیز بیاید.

وی ادامه داد: مشخصا در پاسخ به آقای محمدیان باید بگویم معیار آموزشی ما در حوزه زبان فارسی، زبان معیار فارسی است البته زبانهای دیگری هم هستند که جایگاهشان معلوم است اما آنچه باید آموزش دیده شود زبان فارسی است.

واکنش منفی اعضای فرهنگستان زبان به موضوع آموزش زبانهای محلی در ادامه این نشست محمد علی موحد عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در سخنان کوتاهی با اشاره به مباحث مطرح شده در این نشست به موضوع آموزش زبانهای محلی توسط دولت اشاره کرد و گفت: دولت باید از مداخله مستقیم در آموزش زبانهای محلی و بومی خودداری کند ما زبان معیاری داریم که زبان رسمی ما است اگر دولت بخواهد آن را فراموش کند و به حوزه زبانهای محلی وارد شود کار ما زار است.

روایت مرادی کرمانی از خرید کتاب‌های بُنجل توسط آموزش و پرورش هوشمند مرادی کرمانی دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست در سخنانی با اشاره به مسئله کتابخوانی در مدارس گفت: من تاکنون کمتر شنیده‌ام که در مدارس ما دانش آموزش گریزان از کتابخوانی نباشد علتش هم آن است که کارهای عرضه شده در کتابخانه ها جذابیت ندارد و بر مبنای سلیقه های خاص خریداری شده است.

وی گفت: خیلی از ناشران به ما می گویند آموزش و پرورش کتابهای انباری، بی مولف و روی دست آنها مانده را برای کتابخانه ها خریداری می کنند که تاسف آور است.

نگاه تاسف انگیز به کنکور:

حسین معصومی همدانی دیگر عضو فرهنگستان زبان نیز در این نشست در سخنانی اظهار داشت: سالهاست که در نظام آموزش و پرورش ما موفقیت را در پشت سر گذاشتن کنکور معرفی کرده‌ایم دانش آموز امروز ما وقت ندارد تا مطالعه کند و همه چیزش صرف کنکور می‌شود در این وضعیت وقتی صحبت از انشاء می‌شود، او می‌گوید انشاء برای موفقیت در کنکور چه کمکی به من می کند و پاسخی که از محیطش می گیرد این است: هیچ
وی ادامه داد تا وقتی چنین نظام آموزشی داریم و به خوب گفتن و خوب نوشتن در آن پاداش نمی‌دهیم در بر روی همین پاشنه می چرخد. منظور من این است که در همه رشته‌ها باید دانش آموز را وادار کرد تا بنویسد.

در زبان مادری تنها پژوهش کنیم

محمد دبیر مقدم دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست به موضوع آموزش زبانهای محلی اشاره کرد و گفت: آنچه اهمیت دارد پژوهش و کار علمی انجام دادن روی این زبانهاست. بسیاری از آنها دارای  گونه ها و گویش‌های متعددی هستند که اگر قرار باشد یکی را برای آموزش انتخاب کنیم مطمئنا با مسائل و مسائل زیادی همراه خواهیم شد.

حد آموزش زبان مادری تعیین شود

بهاءالدین خرمشاهی دیگر عضو فرهنگستان نیز با اشاره به موضوع مورد توجه دبیر مقدم گفت: دولت باید حدود زبان مادری را تایید کند و بگوید تا چه اندازه ای و به چه شکلی این مسئله باید آموزش داده شود.

وی به رسم الخط کتابهای درسی اشاره کرد و گفت: شیوه فعلی آموزش و پرورش در رسم الخط کتابهای درسی جواب می دهد منتهی باید به آن فرصت داد.

برخی فکر می‌کنند علاقه به یک قومیت یعنی تحصیل با زبانش

سلیم نیساری دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست گفت: عده‌ای فکر می‌کنند علاقه به یک قومیت یعنی تحصیل با زبان آن قوم اما این موضوع بسیار خطرناک است ما در ایران شانس داشته ایم که یک فردوسی بزرگ توانسته پایه محکمی برای زبان فارسی ایجاد کند و ما امروز در کنار دین اسلام به داشتن چنین زبانی مفتخر شویم.

نیساری تاکید کرد: در بحث آموزش زبان مادری نباید طورعمل کنیم که در ادامه دچار مشکلات متعدد شویم.

در بحث آموزش به زبان مادری بوی توطئه به مشام می‌رسد

فتح الله مجتبایی دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در این نشست موضوع آموزش زبان مادری در کشور را امری وارداتی نامید و گفت: شک ندارم که این موضوع از خارج به ایران آمده است قبل از این در هندوستان نیز این مسئله توسط انگلستان تجربه شد و امروز هم انگلستان و کشورهای شمالی ما هستند که می خواهند این مسئله را به ایران وارد کنند.

وی ادامه داد: بهترین وسیله برای عقب نگه داشتن یک ملت بی توجهی به زبان آن است اگر بخواهیم زبانهای مادری مان را به عنوان زبان علمی و آموزشی به کار ببندیم به طور حتم به گذشته برگشت خواهیم داشت و این موضوع خطرناک است و از آن بوی توطئه می‌آید.

در پایان این نشست غلامعلی حداد عادل نیز در سخنانی تاکید کرد: مواظب باشیم که مبادا از کیسه سرمایه های ملی مان همچون زبان فارسی برای پیروزی های موقت و بی حاصل جناحی خرج کنیم.

تحلیل نشست هفتم بهمن ۱۳۹۲ فرهنگستان زبان و ادب فارسی


یک؛ ادعای وارداتی بودن، وارونگی تاریخ است
دکتر مجتبایی ادعا کرد که آموزش زبان مادری از انگلستان وارد ایران شده و پیش از این انگلستان همین کار را در هندوستان کرده است. این ادعا نه تنها نادرست،
بلکه کاملاً معکوس واقعیت تاریخی است.
انگلستان در هندوستان دقیقاً عکس این کار را کرد: زبان‌های محلی را سرکوب کرد و زبان انگلیسی را به زور بر مردم تحمیل نمود. مکتب ماکالی در سال ۱۸۳۵ صریحاً اعلام کرد که هدف تربیت نسلی است که از نظر خون و رنگ هندی باشد اما از نظر ذوق، نظر، اخلاق و فکر انگلیسی. این سیاست نابودی زبان‌های بومی بود، نه حمایت از آنها.
جنبش آموزش به زبان مادری در هندوستان پس از استقلال از خود مردم هند برخاست, نه از انگلستان. قانون اساسی هند در ماده ۳۵۰ الف، آموزش ابتدایی به زبان مادری را تضمین کرد. این تصمیمی بود که هندی‌ها در مقابل میراث استعماری انگلیس گرفتند.
پس استدلال مجتبایی نه تنها تاریخ را وارونه می‌کند، بلکه سیاستی که خود فرهنگستان اعمال می‌کند، یعنی تحمیل یک زبان و حذف زبان‌های دیگر، دقیقاً همان سیاست استعماری انگلیسی است که او از آن می‌ترسد.
دو؛ فرهنگستان خود وارداتی‌ترین نهاد است

مجتبایی خارجی بودن یک ایده را دلیل مردود بودن آن می‌داند. اما فرهنگستان زبان و ادب فارسی خود بر اساس مدل آکادمی فرانسوی (Académie française) بنیاد گذاشته شده است; نهادی که در فرانسه برای یکپارچه‌سازی زبانی و حذف گویش‌های منطقه‌ای در دوران ناسیونالیسم اروپایی ایجاد شد.
رضاشاه پهلوی که پایه‌های سیاست زبانی ایران مدرن را گذاشت، کل پروژه نوسازی خود را از مدل‌های اروپایی، به‌خصوص فرانسوی و ترکیه آتاتورک، وام گرفت. یعنی ابزار سرکوب زبان‌های غیرفارسی خود یک ایده وارداتی اروپایی است. معیار مجتبایی نه بیگانگی، بلکه جهت سیاسی است: آنچه به سرکوب اقلیت‌ها خدمت کند پذیرفتنی است، آنچه حقوق آنها را مطرح کند وارداتی و توطئه است.
سه؛ تله‌ای که از آن گریزی نیست
«دست خارجی» استدلالی است که هیچ حقی از غیرفارسان را هیچ‌گاه مشروع نمی‌داند. منطق آن چنین است: اگر غیرفارسان حق خود را مطالبه کنند، این مطالبه از خارج تحریک شده؛ پس نامشروع است. اگر ساکت باشند، دلیل رضایتشان است. این یک دام بسته است که در آن هر حرکتی جرم محسوب می‌شود.
اشاره به «کشورهای شمالی» یعنی جمهوری آذربایجان و ترکیه به‌عنوان عوامل بیرونی، مطالبات مشروع ملی ایرانیان آذربایجانی را به عملیات اطلاعاتی خارجی تبدیل می‌کند. این همان منطقی است که دهه‌هاست برای توجیه دستگیری، زندان و اعدام فعالان فرهنگی و مدنی آذربایجانی در ایران به کار رفته است.
چهار؛ «زبان محلی»؛ نقشه‌ای برای حذف
در تمام طول این نشست، زبان‌های ترکی، کردی، عربی و بلوچی «زبان محلی» یا «زبان بومی» نامیده شدند، در حالی که فارسی «زبان ملی» و «زبان معیار» خوانده شد. این تمایز یک نقشه زبانشناختی برای حذف تدریجی است: »محلی» یعنی کوچک، حاشیه‌ای، غیررسمی، غیرعلمی.
اما واقعیت آماری چیز دیگری می‌گوید: ترکی آذربایجانی را در ایران بین ۲۵ تا ۳۵ درصد جمعیت به‌عنوان زبان مادری صحبت می‌کند. این زبان در آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل، زنجان، همدان و بخش‌هایی از تهران زبان اکثریت است، نه اقلیت. نامیدن زبان اکثریت یک منطقه به «زبان محلی» یک دروغ آماری است که با قدرت سیاسی تکرار می‌شود.
 پنج؛ اعتراف مجتبایی؛ سلاح در دست خود
مجتبایی در همان نشست گفت: «بهترین وسیله برای عقب نگه داشتن یک ملت بی‌توجهی به زبان آن است.»
این جمله بزرگ‌ترین اعتراف نشست است. او با صدای بلند اعلام کرد که نادیده گرفتن زبان یک ملت ابزار عقب‌افتادگی آن ملت است. سپس در همان لحظه از نادیده گرفتن زبان‌های ترکی، کردی، عربی و بلوچی دفاع کرد. یعنی او در یک جمله هم ابزار سرکوب را تعریف کرد و هم آن را به کار برد. این دیگر ناخودآگاه نیست; این اعتراف آگاهانه به سیاست تحقیر ملت‌های غیرفارس است.
شش؛ پژوهش بدون آموزش؛ فرمول انقراض زبان
دبیر مقدم گفت که درباره زبان‌های محلی «تنها پژوهش و کار علمی» می‌توان انجام داد. این جمله ساده به نظر می‌رسد اما محتوای آن فرمول انقراض یک زبان است:
زبانی که آموزش داده نمی‌شود به فرزندان منتقل نمی‌شود. زبانی که به کودکان یاد داده نمی‌شود در یک یا دو نسل می‌میرد. زبانی که فقط موضوع پژوهش باشد و نه وسیله زندگی، تبدیل به شیء موزه‌ای می‌شود، نه زبان زنده. این دقیقاً همان اتفاقی است که برای ده‌ها زبان بومی در جهان افتاده است: ابتدا از آموزش حذف شدند، سپس پژوهشگران آنها را «مستند» کردند، و اکنون در کتاب‌ها زندگی می‌کنند نه در دهان مردم.
هفت؛ واژه «خطرناک»؛ توجیه سرکوب
نیساری و مجتبایی هر دو آموزش به زبان مادری را «بسیار خطرناک« خواندند. این انتخاب واژه تصادفی نیست. وقتی یک نهاد رسمی دولتی چیزی را خطرناک اعلام می‌کند، زمینه سیاسی و قانونی برای سرکوب آن فراهم می‌شود.
در فضای سیاسی ایران، فعالان فرهنگی آذربایجانی، کردی و عربی به همین اتهام، یعنی «تهدید امنیت ملی»، دستگیر، محاکمه و زندانی شده‌اند. کسانی که برای حق آموزش به زبان مادری تلاش کرده‌اند با همین منطق «خطر» که در این نشست تئوریزه شد، سرکوب شده‌اند. این نشست سند نظری همان سرکوب عملی است.
هشت؛ صفر و یک؛ ریشه نژادپرستی فرهنگی
موحد گفت اگر دولت به حوزه زبان‌های محلی وارد شود «کار ما زار است این جمله کوتاه ریشه تفکر نژادپرستانه را آشکار می‌کند: رشد زبان دیگری را تهدیدی برای زبان خود می‌داند.
در هیچ کجای جهان شواهد علمی نشان نمی‌دهد که آموزش دوزبانه زبان اکثریت را تضعیف می‌کند. برعکس، پژوهش‌های آموزشی اثبات کرده‌اند که کودکانی که ابتدا به زبان مادری سواد می‌آموزند، در یادگیری زبان دوم نیز موفق‌ترند. ترس از زبان دیگری نه علمی است و نه فرهنگی; سیاسی است. یعنی نگرانی از قدرت است، نه از زبان.
 نه؛ حداد عادل؛ صدای قدرت سیاسی
غلامعلی حداد عادل صرفاً یک چهره فرهنگی نیست. او رئیس سابق مجلس شورای اسلامی و داماد رهبر جمهوری اسلامی است. حضور او در رأس فرهنگستان به این معناست که این نشست نظر یک نهاد فرهنگی مستقل نیست; بلکه موضع مستقیم ساختار قدرت سیاسی ایران است.
جمله پایانی او حاوی یک تناقض شگفت‌انگیز است: گفت «مواظب باشیم که مبادا از کیسه سرمایه‌های ملی‌مان همچون زبان فارسی برای پیروزی‌های موقت جناحی خرج کنیم یعنی او خودش اعتراف کرد که زبان فارسی در این نشست به ابزار سیاسی تبدیل شده است. کسی که به دیگران هشدار می‌دهد از زبان فارسی سوءاستفاده نکنند، خودش در همان لحظه زبان فارسی را برای سرکوب غیرفارسان به کار می‌برد.
ده؛ چه کسی واقعاً کشور را تجزیه می‌کند؟
اعضای فرهنگستان آموزش زبان مادری را تهدیدی برای «وحدت ملی» خواندند. اما باید پرسید: کدام سیاست وحدت را بیشتر تهدید می‌کند؟
سیاستی که کودک آذربایجانی را مجبور می‌کند در مدرسه‌ای که با مالیات پدرش ساخته شده به زبانی که زبان مادری‌اش نیست تحصیل کند، آن کودک را از کجا دور می‌کند؟ از دولت و نظامی که این تحمیل را سازمان داده است. جدایی از کشور همیشه از تفنگ شروع نمی‌شود; از تحقیر شروع می‌شود. کسانی که غیرفارسان را در سرزمین خودشان بیگانه می‌شمارند، خودشان بزرگ‌ترین عاملان تجزیه هستند.
وقتی غیرفارسان در پاسخ به این تحقیر حق خود را مطالبه می‌کنند، به آنها «جدایی‌طلب» و «تجزیه‌طلب» می‌گویند. این دور باطلی است که از سوی قدرت طراحی شده: ابتدا مردم را از حقوقشان محروم کن، سپس وقتی حق خود را خواستند آنها را به خیانت متهم کن.
یازده؛ پیام این سند به جهان
این نشست یک سند تاریخی است که در آن نهاد رسمی فرهنگی یک دولت به صراحت:
آموزش به زبان مادری را برای شهروندان غیرفارس ممنوع اعلام کرد.
مطالبه این حق را توطئه خارجی نامید.
مالیات غیرفارسان را برای گسترش زبان فارسی در خارج از کشور هزینه کرد.
با واژه «خطرناک» زمینه نظری سرکوب فعالان فرهنگی را فراهم کرد.
هر یک از این موارد با تعریف کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق بشر از جمله میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ماده ۲۷)، اعلامیه یونسکو درباره تنوع فرهنگی و اعلامیه سازمان ملل درباره حقوق اقلیت‌ها(۱۹۹۲ ( نقض آشکار حقوق بنیادی اقلیت‌های ملی محسوب می‌شود.
این نشست را نه به‌عنوان خبر، بلکه به‌عنوان سند جنایت فرهنگی باید خواند و به جهان نشان داد.

برگرفته از:

https://bit.ly/2HkDhxW
http://www.navidazerbaijan.ir/Fa/News1977.aspx

www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=72517