پرینت

۸ - نظام ولايت فقيه و زنده كردن نظريۀ آريائي

نظام ولايت فقيه و زنده كردن نظريۀ آريائي توسط ناسيوناليسم نژادپرست پان فارسيسم

اين نظريه نژادپرستانۀ برتری طلب، شانزده میلیون نفر را درجنگ جهانى اول(پان ژرمنیسم) و پنجاه دومیلیون انسان را درجنگ جهانى دوم (نازیسم هیتلری) به كام مرگ فرستاد.

بقلم: جابر احمد

پس ازسرنگونى رژيم پادشاهى وبرقرارى جمهورى اسلامى درايران، با شعار باصطلاح انقلاب فرهنگى سعى دربازنويسى تاريخ ايران شد. تاريخي كه درهماهنگى با ايدئولوژى ولایت فقیه جمهورى اسلامى باشد و إيران را ازتاريخ نژاد پرستانه ى دوران شاه و پهلوی ها جدا كرده و به آغوش تاریخ جعلی تشیع ولایت فقیهی بنام تاریخ اسلامى بازگرداند. 

بعد ازاينكه حَناىِ شعارهاى جمهورى اسلامى دراختلافات بين سلطه طلبان رژيم، رنگ باخت و درخواست هاى به حق ملل غير فارس درايران بالا گرفت، خط مشى نژاد پرستى پهلوی در رژيم آخوندی دوباره خود نمايى كرد.

 به طورى كه ملى مذهبى ها ونژاد پرستانِ فارس وآریائیّ باقی مانده از دورۀ پهلوی و انحصار -طلبان فارس، به دو روى يك سكه تبديل شدند. اين روش جديد دردوران احمدى نژاد به اوج خود رسيد، به طورى كه همین قشر روز ٢٩ اُكتبر هر سال را روز بزرگداشت كوروش ناميد. جالب استکه بیست نهم اکتبر قبل ازمیلاد روز آزادی یهود از اسارت بابل است، بدین معنی که: نه روزتولد، نه آغاز سلطنت ونه روزتاجگزاری کوروش است !  

مسلما برگزارى مراسم ياد بود براى كوروش وغيره ..، حق هرملتى است. ولى تبديل اين روز به كارنوالى براى فرياد زدن شعارهاى نژاد پرستانۀ (آریائی از نوعِ هیتلریِ آن) وعرب ستيزانه، امرى غيرقابل قبول ازنظرانسانی وملی است.

این شعارهای نژاد پرستانۀ شرم آور از نظر انسانی، دركشورى مثل جمهورى اسلامى ایران داده میشود که مدعی برادری وبرابری مسلمین است. 

اين شعارهای نژاد پرستانۀ هیتلری درحق ملل ساكن درايران، ازسوی ملیتهای محکوم درایران بخصوعربها،ترکها وترکمنها وافراد دموکرات محكوم ومرفوض است زيرا كه چنين شعارهائی دستمايه بعضی ازدولتمردان جمهورى اسلامى ایران شده تا بدست آویزنظريۀ بی معنی ونادرست برترى نژادى آريايى براى ظلم بيشتر، برعليه نيمى ازساكنان باصطلاح غيرآريايى ايران سوء استفاده كنند. 

پاك سازى قوميتى دراقلیم اهواز به صورت برنامه ريزى شده انجام شده ومى شود. انتشار نامه سِرّىِ رئیس دفتر رئيس جمهور وقت محمدخاتمی یعنی آخوند ابطحى درسال ٢٠٠٥ براى تغيربافت جمعيتى استان ازاكثريت عرب به اقليت عرب یکی ازمصداق های چنين امرى است. 

دراين مقاله به بحث درباره اصول تاريخي نظريۀ نژادآريايى نخواهم پرداخت، چراكه بحثى طولانى وپيچيده است، زیرا ما را از اصل مطلب دورمی كند، ولى واجب می بينم كه به ابعاد سياسى واجتماعی و فرهنگی اين نظريه وچگونگى تأثر و برداشت نژاد پرستانِ فارس از اين نظريه و تاثيرات هولناك آن را ازاوائل قرن بيستم درداخل ايران وخارج ايران را به صورت مختصرشرح خواهم داد . 

اين نظريه نژادپرستانۀ برتری طلب، شانزده میلیون نفر را درجنگ جهانى اول(پان ژرمنیسم) و پنجاه دومیلیون انسان را درجنگ جهانى دوم (نازیسم هیتلری) به كام مرگ فرستاد. 

درسالهاى پايانى قرن نوزدهم وسالهاى آغازين قرن بيستم كلمه آريايى براى كسانى كه به اين نظريه ايمان داشتند، مفهوم نژادى وسياسى وحتی فرهنگی مهمى داشت، مبنى براينكه تمام دستاوردهاى تاريخي، علمی ومدرن انسانى از ابتكارات اين نژاد بوده وهست وچون اين نژاد، نژادى پاك و برتراست فقط او مي تواند فرهنگ وتمدن انسانى بسازد و رهبری کند. 

اما اين نظريه درايران تا سال هاى آغازين قرن بيستم تأثيرخاصى برجامعه ايرانى نگذاشته بود، زيرا افكارنژاد پرستانۀ درمردم ايران نهادينه نشده بود و مفهوم وطن براى هرفرد،همان شهر و روستاى وى بود، ولى درهمين زمان تعداد اندكى از تحصل کرده های ايرانى تحت تاثيرآنچه دراروپا میگذشت رو به اين نظريه آوردند، جالب اینکه بعضی ازآنها از تبار قاجار(ترک تباروترک زبان) بودند. 

اين رويكرد درچهارنسل قابل مشاهده است، نسل اول جلاالدین میرزای قاجارو فتح على آخوندزاده (آخوندوف) ومیرزا ملکم، و نسل دوم ميرزآقاخان كرماني تا برسد به نسل سوم ازرضا شاه از احمدکسروی تا صادق هدایت و ابراهیم پورداود ها، تا به نسل چهارم امروزی.

 آخوند زاده درطرح نژاد آريايى درتندرويى گوى سبقت را ازهمه اقران زمانش ربوده بود و مريدانش معتقد بودند كه نژاد فارس درعمق تاريخ وجود داشته تا اينكه عرب ها به ايران حمله كردند، آنان منشأ عقب افتادگى ايران را درحملۀ عرب وانقراض ساسانی ودراسلام مى ديدند. 

آنان به اين بسنده نكردند ،بلكه راه حل رسيدن به يك ايران مدرن را دربازگشت به تاريخ قبل ازاسلام مي ديدند. حملۀ عربهاى"پا برهنه وگرسنه" (نقل ازآخوند زاده) "تنها نژاد سامى كه فرهنگى ندارد" (نقل ازآرامش دوستدار) را باعث و بانى اصلی عقب آفتادگى ايران ازکاروان تمدن وازجمله تمدن غربي مي شمردند ومیشمرند. تمام نوشته ها وسخنرانى هاى تحصل کرده های بعدی قومگراى نژادپرست فارس به سرعت رنگ و بوى اين نگاه را بخود گرفت. 

ميرزاآقاخان كرمانى (که یکی ازدامادهای یحیی صبح ازل که یکی از دو جانشین رقیب علی محمد باب بود) كه به شدت تحت تأثیراَفكارآخوند زاده قرار گرفته بود مفهوم نژادِ فارس را كامل كرد، و درتمام نوشته هايش تمام ابعاد نژاد پرستی فارس مشهود است.

آخوند زاده درباره خود چنين مى گفت: اگرچه علی الظاهرتركم اما نژادم ازپارسیان است واميدوارم ايرانيان بفهمند كه ما فرزندان پارس هستيم  و وطنمان ايران است وحق داريم كه به نژاد خود افتخاركنيم . 

اين نژاد پرستان درتعامل با دستاوردهاى غرب به صورتى دوگانه رفتاركردند از يكسو، طرفداران مدرنيته بودند ومى خواستند ايران را به آينده ای بهتر سوق دهند و ازسوى ديگردربازگويى دستاوردهاى تمدن ايران براى مبارزه با استعمار، بزرگ نمايى مى كردند. 

كارشان به جايى رسيد كه براى قانع كردن مردم دست به تحريف تاريخ زدند. بيشترين موضوعى كه اين، به اصطلاح روشنفكران را به هراس مى انداخت مهم ترين دستاورد تمدن غربى، دموكراسى(آزادی های قانونی و برابری انسانی شهروندان) و دورى ازاَفكار نژاد پرستانه بود. 

بااينكه مى دانستند فكرمدرن غربى، دين را ازسياست جدا مى كند، ولى ازهيچ تلاشى براى جذب روحانيون شيعه فروگذاری نکردند. وبراى سقوط سلسله قاجاريه از روحانيون شيعه درخواست همراهى مى كردند ودراين راستا قوانين مدرن غربى را، یا اسلامى ويا تحريف كردند تا در راستاى هدف هاى نژاد پرستانه آنان باشد. 

دوران رضا شاه، دوران مهم رشد و پخش افكار و ايديولوژى این باصطلاح روشنفكران قومگراى نژادپرست فارس بود، زيرا كه رضا شاه با دنبال كردن سياست هاى غير فارس ستيز وخصوصاً عرب وترك ستيز، زمينه رابراى رشد اين گونه افكارآماده كرد.

 اين تحصل کرده های نژادپرست، برخلاف دوران قاجاريه كه درخارج ازايران فعاليت مى كردند، دردورۀ پهلوی، اجازه پيدا كردند تا درداخل ايران به نشرافكار نژاد پرستانه خود بپردازند. 

اين فعاليت ها با انتشار روزنامه ها و مجلات درايران قوت بیشتری گرفت. دراين نشريه ها ازرضا شاه و فعاليت هايش براى تشكيل يك دولت مركزى قوى تمجيد مى شد. ازاحمد كسروى، علي اكبر داور وعبد الحسين تيمورتاش ومحمد على فروغى و دكترمحمود افشاریزدی به عنوان افرادى كه از رضا شاه حمايت كرده واعمال استبدادي وى را درنظرمردم ايران به عنوان يك قهرمان تحريف كردند مى توان نام برد. 

اين قومگرايان نژاد پرست، خطرهاى مختلف را با رنگ هاى مختلف نشانه گذارى كردند، خطراستعمارانگليسى آبى، خطركمونيست سرخ ، خطراسلام وعرب ها سبز و خطرعثمانىها(ترکها) زرد ودرآخرخطرسياه را براى جهل واستبداد انتخاب كردند. 

دربرهه ى زمانىِ بين دوجنگ جهانى، نژادپرستان فارس تحت تأثير أفكارنژاد پرستانۀ حزب هاى نژاد پرست دراروپا مثل حزب نازى درآلمان كه سر دمدارنژاد برترآريايى بود وحزب فاشيست درايتاليا قرارگرفتند. 

اين به اصطلاح روشنفكران چنان تحت تأثير ایده نژادپرستی آریائی المانی قرارگرفته بودند كه صليب شكسته را نماد خوشبختى وپيروزى تمام ايرانيان وآريايى ها مى دانستند.     

 صليب شكسته نمادى شد كه آريايى هاى ايرانى "فارسها" بدروغ و با جعل تاریخ، مدعی شدند که هزاران سال قبل براى خود انتخاب كرده بودند، نمادى كه نشانه خوشبختى وتعلق آنها به نژاد آريايى بود.

 نماد پيروزى آريايى ها (صليب شكسته) بود چرا كه هيتلرپرچم آلمان نازى را با اين سمبل آراسته بود!

  وهرجا كه آريايى ها حضورداشته باشند(صليب شكسته)محترم شمرده مى شد. از ديوارهاى مسجد شاه اصفهان گرفته تا سردرسازمان هاى دولتى درتهران، بچشم میخورد. 

اينگونه افكارارتجاعی ونژادپرستانه که دردوران پهلوى همچون ایدئولژی  حاکم بيان مى شد دردوران جمهورى اسلامى نيزتكرارمى شود.

 میدانیم که دايره نژاد شناسى درحزب ناسیونال سوسیالیسم (نازی) آلمان مردم دنیا را برپايۀ نژاد آنها تقسيم كرده بود وتمام مردم شرق را به جز ژاپنى ها (به دلیل همپیمانی با انان)از نژاد پست مى شمرد، ازدواج مردان ايرانى را با زنان آلمانى ممنوع اعلام كرده بود. واين ممنوعيت اجبارى بود، وهرگونه رابطه عاشقانه بين دختران آلمانى و مردان شرقي نيز ممنوع بود. 

شعارهای نژادپرستانه به اصطلاح بزرگداشت امسال"روزكوروش":  را با بقيۀ سالها متفاوت كرد، مشاركت هزاران نژاد پرست فارس و خود آريايى پندار درمنطقۀ مشهد مرغاب(ی) که مستشرقین (یعنی همان کسانی که تاریخ برای ایران نوشتند) پاسارگاد نامگزاری کردند، همراه با فرياد شعارهاى عرب واسلام ستيزبود، جالب این بود كه حكومت جمهوری اسلامی ايران  ورهبرش نيز دربرابرچنين شعارها و رفتارهايى سكوت اختياركردند. 

غائله به اينجا ختم نشد وكاربه جايى رسيد كه وبسايت تابناك كه مديريت آن در اختيارسردارمحسن رضائي، از اعضای مجلس تشخيص مصلحت نظام است، إعلام كرد كه اسم كوروش در آيات ٨٣ و٩٩ سورۀ كهف به اسم ذوالقرنين بيان شده است و قرآن از وى به عنوان يك مرد خدا پرست وعادل و درستكار ياد كرده است. 

درپايان ازقومگرايان فارس مى خواهم كه برطبل نژاد پرستى نكوبند زيرا تاريخ نه چندان دورثابت كرده است كه چنين افكارى چه نتايج هولناكى را در وهله اول براى خود آنان و سپس براى ديگران در برداشته وخواهد داشت. 

فضیلت و رذیلت همواره اعمال فردی است: درمیان تمام ملت ها، زبانها، معتقدین ادیان ومذاهب ورنگهای چهارگانه، وجود دارد زنان ومردان و انسانهای شریف و آزادیخواه و برابری طلب یعنی مخالف هرنوع تبعیض وعدالت طلب، همچنانکه وجود دارد افراد ظالم، دشمن آزادی وبرابری، نژادپرست وتبهکارهم درمیان همه آنها بوده و خواهد بود. 

  جابر احمد   www.ahewar.org/debat/show.art.asp?aid=536800

 www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=120125


برگرفته از: وئب سایت ایران گلوبال www.iranglobal.info/node/57765